سلام و صد سلام به دوستای گلم
سلام دوستای خوبم الان که دارم این پست و میذارم سومین روز ماه مبارک رمضانه و کلی اتفاقات تو زندگی کاری مامان جون افتاده که یکیش مستقر شدن من در فرودگاه بین المللی امام خمینی (ره) میباشد
که باعث شده به دلیل مشغله زیاد یه خورده در بروز کردن وبلاگ گل پسر کوتاهی کنم ، که اونم قابل بخششه
گل پسرمون الان 2 سال و 9 ماه و 3 روزشه که هر چی گذر زمان رو تو این مدت مرور میکنم فقط و فقط عشق میاد جلوی چشمام ، خدا جونم شکرت ، ....
الان دیگه امیرحسین کامل حرف میزنه ، کامل شیطونی میکنه ، کامل خرابکاری می کنه ( آخرین ورژن خرابکاریش هم سوزوندن ال سی دی نازنینمون بود ) حالا بماند که دیگه هیچ قوطی ادویه سالم تو کابینت و هیچ اسباب بازی سالمی تو اتاقش و ....نمونده. البته اینا هم همش خاطره است .
بازی با اسکوتر رو کامل یاد گرفته ، مفاهیم کارتهای صد آفرین رو به خوبی میدونه ، یه توپ دارم قلقلیه رو کامل میخونه ، باز باران و ای ایران و پروانه شایسته رو دست و پا شکسته بلده .
دیگه نمیگه بلی، دیگه نمیگه خاله نانا پرستار مهربونشو خاله نرگس صدا میزنه ولی هنوز به بابا میگه آقا امیر ، به مامان میگه مامان خوشگلم، به آبمیوه میگه آبمیمه ، و....
وقتی صدام میزنه مامان بیا کالت (کارت) دارم قند تو دلم آب میشه ، کاش همیشه همینقدر شاد باشیم ، همینقدر امیدوار به زندگی ... ((خدایا هیچ زنی رو تو حسرت مادر شدن رها نکن ، امین ))
راستی با پسر عشقک و بابا جون رفتیم آتلیه که حتما عکساشو وقتی اماده شد براتون میذارم


سلام و صد سلام به دوستای گلم
